ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١٥: از گشت چرخ کار به سامان نیافتم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
از گـشـت چـرخ کـار بــه سـامـان نـیـافـتـموز دور دهـر عـمـر تــن آســان نـیـافـتــم
زیـن روزگــار بــی بــر و گــردون کــژ نــهـادیـک رنـج بــازگـوی کـه مـن آن نـیـافـتـم
نطـقـم از آن گسـسـت که همدم ندیده امدردم از آن فــزود کــه درمـان نـیـافــتــم
از قـبــضـه کـمـان فـلـک بــر دلـم بــه قـهـرتـیری چـنان گذشـت که پـیکـان نیافـتـم
خـوانـی نـهـاد دهر بـه پـیشـم ز خـوردنـیجـز قـرص آفـتــاب در آن خـوان نـیـافـتـم
بـر ابـلـق امـید نـشـسـتـم بـه جـد و جـهدجـولـان نکـرد بـخـت کـه مـیدان نیافـتـم
بـر چـرخ هفـتـمـین شـدم از نحـس روزگـاریک هم نشـین سـعد چـو کیوان نیافتـم
پشتم شکست چرخ که رویم نگه نداشتآبــم بــبــرد دهـر کــز او نــان نـیـافــتــم
در مـصـر انـتـظـار چـو یـوسـف بــمـانـده امبـسـیـار جـهـد کـردم و کـنـعـان نـیافـتـم
گــوئی ســـکـــنــدرم ز پـــی آب زنــدگــیعمرم گذشت و چـشمه حـیوان نیافتـم
ز افـراسـیـاب دهـر خـراب اسـت مـلـک دلدردا کـه زور رسـتــم دسـتــان نـیـافـتـم
گـویـا تـرم ز بــلـبــل لـیـکـن ز غـم چـو بــازخاموش از آن شدم که سخندان نیافتم
خــاقــانـیـا تــو غــم خــور کـز جــور روزگـاریک رادمـرد خـوش دل و خـندان نیافـتـم
داد سـخـن دهم کـه زمـانه بـه رمـز گـفـتآن یـافـتــم ز تـو کـه ز حـسـان نـیـافـتـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.