ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٣٠: الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:35 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
الـصـبـوح ای دل کـه مـا بــزم قـلـنـدر سـاخـتـیـمچـون مغان از قله می قبـله ای بـرسـاخـتـیم
شــاهــدان آتـــشــیــن لــب آب دنــدان آمــدنــدکـاب کـار و کـار آبــی را بــهـم درسـاخـتــیـم
خواجه جان گو مسلسل باش چون راهب که مامـیرداد مـجـلـس از زنـار و سـاغـر سـاخـتـیم
کشتی می داشت ساقی ما بـه جان لنگر زدیمگفتـی از دریای هستی بـرگ معبـر ساختیم
کشتـی ما در گذشتـن خواست از گیتـی و لیکهفتـه ای هم سوزن عیسیش لنگر ساختیم
آن زمـان کـز آتــشـیـن کـوثــر شـدیـم آلـوده لـبعـنبـرین دسـتـارچـه از زلف دلـبـر سـاخـتـیم
بــر پـری روی سـلـیـمـانـی بــرافـشـانـدیـم پـاکسـبـحـه ها کز اشک داودی مزور سـاخـتـیم
غـصــه عــالـم نـمـی شــایـد فـرو بــردن بــه دلزان بـه می بـا عالم پـاکش بـرابـر سـاخـتـیم
خـاک مجـلس بـود خـاقـانی بـه بـوی جـرعـه ایهم به بوی جرعه ای خاکش معطر ساختیم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.