ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٦٤: تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:37 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
تـا من پـی آن زلف سـرافکنده همی دارمچون شمع گهی گریه و گه خنده همی دارم
گه لوح وصالش را سربسته همی خوانمگـه پـاس خـیالـش را شـب زنـده همـی دارم
سلطان جـمال است او من بـر در ایوانشتـن خـاک همی سازم جـان بـنده همی دارم
تـا کـرد مـرا بــسـتـه بــادام دو چـشـم اوچـون پـستـه دل از حسرت آکنده همی دارم
جـان تـحـفه او کردم هم نیست سزای اوزین روی سـر از خـجـلـت افـکـنده همی دارم
بـر حـال گذشتـه ما هرگز نکنی حـسـرتامــیـد بــه الــطــافــش آیـنــده هــمــی دارم
از مـصـحـف عـشـق او فـال دل خـاقـانـیگـر خـود بـه هلـاک آید فـرخـنـده همـی دارم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.