ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٥: بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
بـــر ســـر بـــازار عـــشـــق آزاد نــتـــوان آمــدنبــنـده بــایـد بــودن و در بـیـع جـانـان آمـدن
از عـتـاب دوسـتـان چـون سـایه نـتـوان در رمـیدجان فشاندن باید و چون سایه بیجان آمدن
عـشـقـبـازان را بـرای سـر بـریدن سـنـت اسـتبــر سـر نـطـع مـلـامـت پـای کـوبــان آمـدن
نیم شب پنهان به کوی دوست گم نامان شوندشهره نامان را مسـلم نیسـت پـنهان آمدن
بـر سـر گـنـج آن شـود کـو پـی بـه تـاریکـی بـردمشـعـلـه بـرکـرده سـوی گـنج نتـوان آمـدن
جـان در این ره نعـل کفـش آمد بـیندازش ز پـایکی تـوان بـا نعل پـیش تـخت سلطان آمدن
گرچه تنگ است ای پسر بـا پـر نگنجد هیچ مرغبــال و پـر بــگـذار تـا بــتـوانـی آسـان آمـدن
شـرط خـاقـانـی اسـت از کـفـر آشـکـارا دم زدنپـس نهان از خـاکـیان در خـون ایمـان آمـدن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.