ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٩: یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
یکـی بـخـرام در بـسـتـان کـه تـا سـرو روان بـینیدلـت بـگـرفـت در خـانـه بـرون آتـا جـهان بـینـی
چو رفتی سوی بستان ها یکی بگذر به گورستانکه گورستـان همی گوید بـیا تـا دوستـان بـینی
بـسـی بـادام چـشـمـانـنـد بـه دام مـرغ حـیرانـنـدبـسا پـسته دهانان را تـو بـربـسته دهان بـینی
امـیری را کـه بـر قـصـرش هزاران پـاسـبـان بـودنـدتـو اکنون بـر سر گورش کلاغی پـاسبـان بـینی
سـر تــابــوت شـاهـان را اگـر در گـور بــگـشـایـنـدفتـاده در یکی کنجـی دو پـاره استـخـوان بـینی
احـد گـویان صـمـد جـویان هـمـه زیر زمـین رفـتـنـدتـو مـهرویان مهوش را در این خـاک گـران بـینی
چـه دل بـنـدی در ایـن دنـیـا ایـا خـاقـانـی خـاکـیکه تا بر هم نهی دیده نه این بینی نه آن بینی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.