ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٣٢: جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشیدانم که تـو ز آن لب ها جـانی دگرم بـخشی
تـب هـاسـت مـرا در دل و نـیـشـکـرت انـدر لـبآری بــبـرد تـب هـا گـر نـیـشـکـرم بــخـشـی
بـا تـو بـه چـنـیـن دردی دل خـوش نـکـنـم حـقـاالـا کـه بــه عــذر آن دردی دگـرم بــخــشــی
دوشـم لـقـبــی داد، کـمـتــر ســگ کـوی خــودمن کیسـتـم از عالم تـا این خـطرم بـخـشـی
تـو تـرک سـیه چـشـمی، هندوی سـپـیدت منخواهی کلهم سازی، خواهی کمرم بخشی
پــروانـه جــان بــازم پــر ســوخــتــه شــمـعــتمی افـتـم و می خـیزم تـا بـاز پـرم بـخـشـی
از غــمـزه و لـب هـردم، دریـا صــفـتــی بــا مـنگه کشتـن من سازی، گاهی گهرم بـخشی
گفـتـی که بـه خـاقـانی وقـتـی گهری بـخـشـمبـخـشود نیم بـالله وقت اسـت اگرم بـخـشی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.