ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٢: بر دیده ره خیال بستی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
بــر دیـده ره خـیـال بـسـتـیدر سینه به جای جان نشستی
وز غــیــرت آنــکــه دم بــرآرمدر کـام دلـم نـفـس شـکـسـتـی
مرهم بـه قیامت اسـت آن راکـامـروز بـه تـیر غـمزه خـسـتـی
تـا خـون نگشادم از رگ جـانتــب هـای نـیـاز مـن نـبــسـتـی
از چـــاه غــمــم بـــرآوریــدیدر نـیـمـه ره رسـن گـسـسـتـی
دیوانـه کـنـی و پـس گـریـزیهشـیار نه ای مگر کـه مسـتـی
گـر وصـل تـوام دهد بـلـنـدیهـجــران تــو آردم بــه پــسـتــی
تـو پـای طـرب فـراخ مـی نـهما و غم عشـق و تـنگ دسـتـی
نگذاری اگر چنین که هستمو امـانمـت آنچـنان کـه هسـتـی
خـاقـانـی را نـشـایـی ایـراکخود بـینی و خویشتـن پـرستـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.