ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٨: دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
دیدی کـه هیچـگونه مراعـات من نکـردیدر کـار مـن قـدم نـنـهـادی بـه پـای مـردی
زنگـار غـم فـشـانـدی بـر جـانم و نـدیدیکـز چـرخ لـاجـوردی دل هـسـت لـاجـوردی
روز ســیـاه کــردی روزی ز روی حــرمــتدر روی تـو نگفـتـم آخـر کـه تـو چـه کـردی
تا خون من چو آب نخوردی بـه نوک غمزهدر جـسـتـجـوی کشتـن من آب وانخـوردی
گفتی که در نوردم یک باره فرش صحبتفـرش نگـسـتـریده نـدانم کـه چـون نوردی
پـنداشتـم که هسـتـی درمان سینه منپندار من غلط شد درمان نه ای، که دردی
خـاقـانـی آن تـوسـت مـکـن غـارت دل اوکز خـانه صید کردن دانی که نیست مردی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.