ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٤: ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
ز دلت چـه داد خـواهم کـه نه داور منیز غمت چـه شاد بـاشم که نه غم خور منی
همه عالم آگهی شد که جـفاکش تـوامنــیــم از دل تـــو آگــه کـــه وفـــاگــر مــنــی
دلم از میانه گم شد عوضش چـه یافتـمکه نه حـاصـلم همین بـس که تـو دلبـر منی
نـفـسـی دریغ داری ز مـن ای دریغ مـنز تـو قـانـعـم بـه بـوئی کـه سـمـنـبــر مـنـی
به کمند زلفت اندر خفه گشت جان مندیتـش هـم از تـو خـواهم کـه تـو داور مـنـی
بـه لبـت شـفـیع بـردم که مرا قـبـول کنبه ستیزه گفت خون خور که نه در خور منی
ز در تــو چـنـد لـافـم کـه تـو روزی از وفـابـه حـقـایـقـی نـگـفـتـی کـه سـگ در مـنـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.