ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٨: دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
دلـم کــه مـرغ تــو آمـد بــه دام بــاز گــرفــتــینه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتی
مـرا بـه نـیم کـرشـمـه تـمـام کـشـتـی و آنـگـهنـظــر ز کـام دل مـن تــمـام بــاز گـرفـتــی
سه بوسه خواستم از تو ز من دو اسبه بـرفتیچـو وقـت خـون من آمد لگـام بـاز گرفـتـی
مــتــرس مــاه نــگــیــرد، گــرم نــمــائی یــاریخـبـر فرسـتـی اگرچـه سـلام بـاز گرفـتـی
خـیال تـو ز تـو طـیره خـجـل خـجـل بـه من آمـدز شـرم آنـکـه ز کـویـم خـرام بـاز گـرفـتـی
مرا خـیال تـو بـالله کـه غـم گسـارتـر از تـوسـتخــیـال بــاز مـگـیـر ار پــیـام بــاز گـرفـتــی
دلی است بر تو مرا وام و جان وظیفه بر آن لبوظیفه چـشم چه دارم که وام بـاز گرفتـی
شــگـرف عــاشــق خــاقـانـیـم تــو نـام نـهـادیز من چـه ننگ رسـیدت که نام بـازگرفتـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.