ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦٠: خود لطف بود چندان ای جان که تو داری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
خود لطف بود چندان ای جان که تو داریدارنـد بــتــان لـطـف نـه چـنـدان کـه تـو داری
بـر مرکب خـوبـی فکنی طـوق ز غـبـغـبدسـتـارچـه زان زلـف پــریـشـان کـه تـو داری
بـالله که عجب نیست گر از تابـش غبغبزریـن شــود آن گـوی گـریـبــان کـه تــو داری
بـر شـکرت از پـر مگس پـرده چـه سـازیای من مـگـس آن شـکـرسـتـان کـه تـو داری
گفـتـی کـه بـرو گـر مگسـی بـرننشـینیهم مورچـه ام بـر سـر آن خـوان که تـو داری
مـژگـانت مـرا کـشـت کـه یک موی نیازردوین نیست عجب زان سر مژگان که تو داری
بـگـشـای بـه دندان گـره از رشـتـه جـانمتــا درد چــنـم زان ســر دنـدان کــه تــو داری
گفتـی که چه سر داری در عشق نگوئیدارم سـر پــای تــو بــه آن جـان کـه تـو داری
بـردی دل خاقانی از آن سان که تـو دانیمـیـدار بـه زنـهـارش از آن سـان کـه تـو داری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.