ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



باز هم در مرثیه خانواده خویش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 19:04 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
بـــس وفــا پــرورد یــاری داشــتــمبـس بـه راحـت روزگاری داشتـم
چـشـم بـد دریافـت کـارم تـیره کردگرنه روشـن روی کاری داشـتـم
از لــب و دنــدان مــن بـــدرود بـــادخوان آن سلوت که باری داشتم
گـنـج دولـت مـی شـمـردم لـاجـرمدر هر انگشتی شماری داشتـم
خـنده در لب گوئی اهلی داشـتـیگـریـه در بـر گـویـم آری داشـتـم
مـن نبـودم بـی دل و یار این چـنینهم دلـی هم یار غـاری داشـتـم
آن نـــه یـــار آن یـــادگـــار عــــمـــربـس بـه آئیـن یـادگـاری داشـتـم
راز مـن بـیگـانه کـس نـشـنیده بـودکــاشــنــا دل رازداری داشــتــم
هـرگـز از هـیـچ انـدهـم انـده نـبـودکز جـهان انده گسـاری داشـتـم
انـده آن خـوردم کـه بـایسـتـی مـراکـانـدر انـده اخـتــیـاری داشـتــم
آن دل دل کــو کــه در مـیـدان لـهـواز طـرب دلـدل سـواری داشـتــم
پـیش کـز بـخـتـم خـزان غـم رسـیدهم بـه بـاغ دل بـهـاری داشـتـم
بارم انده ریخت بیخم غم شکستگرنه بـاری بـیخ و بـاری داشـتـم
نـی بـدم آتـش ز مـن در مـن فـتـادکـانـدرون دل شــراری داشــتــم
کـس مـرا بــاور نـدارد کـز نـخـسـتکـار سـاز و سـاز کـاری داشـتـم
من ز بـی یاری چـو در خـود بـنگـرمهـم نـپـنـدارم کـه یاری داشـتـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.