ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در مرثیه قدوة الحکماء کافی الدین عم خویش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 19:08 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
خــرمـی در جــوهـر عــالـم نـخــواهـی یـافـتــنمــردمــی در گــوهـر آدم نـخــواهـی یـافــتــن
روی در دیــوار عـــزلــت کــن، در هــم دم مــزنکاندرین غم خـانه کس همدم نخواهی یافتـن
تـــا درون چـــار طـــاق خـــیــمـــه پـــیــروزه ایطـبـع را بـی چـار مـیخ غـم نـخـواهـی یافـتـن
پـای در دامـان غـم کـش کـز طـراز بــی غـمـیآسـتـین دسـت کـس معـلـم نخـواهی یافـتـن
آه را در تــنـگــنـای لــب بــه زنـدان کــن از آنـکمــاجــرای درد را مـحــرم نـخــواهـی یـافــتــن
بـا جـراحـت چـون بـهایم سـاز در بـی مـرهمـیکـز جـهـان مـردمـی مـرهـم نـخـواهی یافـتـن
نیک عـهدی در زمین شـد جـامه جـان چـاک زنکـز فـلـک زین صـعـبـتـر ماتـم نخـواهی یافـتـن
از وفــا رنـگـی نـیـابــی در نـگــارســتــان چــرخرنگ خـود بـگـذار، بـویی هم نـخـواهی یافـتـن
هــر زمــان از هــاتـــفـــی آواز مــی آیــد تـــو راکـانـدر ایـن مـرکـز دل خـرم نـخـواهـی یـافـتـن
قاف تـا قاف جـهان بـینی شب وحشت چـنانکتـا دم صـورش سـپـیـده دم نـخـواهـی یـافـتـن
تــاج دولــت بــایـدت زر ســلــامـت جــوی لـیـکآن زر انـدر بــوتــه عــالـم نـخــواهـی یـافــتــن
تــا چـو هـدهـد تـاجـداری بــایـدت در حـلـق دلطـوطی آسـا طـوق آتـش کم نخـواهی یافتـن
خــشـک سـال آرزو را فـتــح بــاب از دیـده سـازکـان گلسـتـان را ازین بـه نم نخـواهی یافـتـن
حــلـقـه تــنـگ اسـت درگـاه جــهـان را لـاجــرمتـا در اویی قـامتـت بـی خـم نخـواهی یافـتـن
جــان نــالــان را بــه داروخــانــه گــردون مــبـــرکز کفش جان داروی بـی سم نخواهی یافتـن
عافیت زان عالم است اینجـا مجـوی از بـهر آنکنـوش زنـبــور از دم ارقــم نـخــواهـی یـافــتــن
هـای خـاقـانـی، بـنـای عـمـر بــر یـخ کـرده انـدزو فقع مگشای چـون محـکم نخـواهی یافتـن
دهر گو در خـون نشین و چـرخ گو در خـاک شـوچـون ازیـن و آن وجـود عـم نـخـواهـی یـافـتـن
فـیـلـســوف اعـظــم و حــرز امـم کـز روی وهـمجـای او جـز گـنـبـد اعـظـم نـخـواهـی یـافـتـن
دفـتـر حـکمت بـر آتـش نه که او چـون بـاد شـدجـام را بـر سنگ زن چـو جـم نخـواهی یافتـن
رخـش دانش را بـبـر دنبـال و پـی بـرکـش ازآنکهفـت خـوان عـقل را رسـتـم نخـواهی یافـتـن
چــرخ طــفــل مــکــتــب او بــود و او پــیـر خــردلـیکـن از پـیران چـنو مـعـظـم نخـواهی یافـتـن
صـد هزاران خـاتـم ار خـواهی تـوانی یافت لیکنقش جـم بـر هیچ یک خـاتـم نخـواهی یافتـن
چشم ما خون دل و خون جگر از بـس که ریختاکـحـل و شـریـان مـا را دم نـخـواهـی یـافـتـن
ســوخــت کــیـوان از دریـغ او چــنـان کــورا دگـربــر نـگـار ایـن کـهـن طـارم نـخـواهـی یـافـتـن
مشتری از بس کز این غم ریخت خون اندر کنارمصحفش را جز به خون معجم نخواهی یافتن
از دریغ آنکـه روح و جـسـم او از هم گـسـسـتچــار ارکـان را دگـر بــاهـم نـخـواهـی یـافـتــن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.