ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مطلع دوم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 19:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
ای در دل ســودائیــان، از غــمــزه غــوغــا داشــتــهمن کشـتـه غـوغـائیان، دل مسـت سـودا داشـتـه
جــان خــاک نـعـل مـرکـبــت وز آب طـوق غـبــغـبــتدر آتــش مـوسـی لـبــت، بــاد مـسـیـحـا داشـتــه
دلهای خـون آلـود بـین، بـر خـاک راهت بـوسـه چـینمـن خـاک آن خـاکـم همین بـوسـی تـمنا داشـتـه
گوئی بـه مجـلس هردمی کو مست من، ها عالمیگوئی بـه میدان درهمی، کـو رخـش تـنها داشـتـه
هستم سگت ای چه ذقن زنجیرم آن مشکین رسنسگ را ز دم طوق اسـت و من آن قد یکتـا داشتـه
زان زلـف هـاروتــی نـشــان لـرزان تــرم از زهـره دانای زهـره را هـاروت ســان زلـف تــو دروا داشــتــه
تـو گـل رخـی مـن سـالـهـا پـاشـیـده بـر گـل مـالـهـاچـون لاله مشـکـین خـالها گل بـرگ رعـنا داشـتـه
شـمعـی ولـی هر شـب مـرا، از لـرز زلـفـت تـب مـراعمری به میگون لب مرا سرمست و شیدا داشته
در حــال خــاقـانـی نـگـر، بــیـمـار آن خــنـدان شـکـرز آن چـشـم بـیمـار از نـظـر چـشـم مـداوا داشـتـه
تــو رشــک مــاه چــارده، او چــون مــه نــو چــارمــهمـهـر شــفــا در پــنـج گـه از شــاه دنـیـا داشــتــه
خــاقــان اکـبــر کـز دهـا بــگـشــاد نـیـلـی پــرده هـادیـد آتـشـیـن هـفـت اژدهـا در پــرده مـاوا داشـتـه
از خـنـجـر زهـر آبـگـون هـفـت اژدهـا را ریـخـت خـونهمـت ز نه پـرده بـرون، دل هشـت مـرعـا داشـتـه
بـل فـارغ آن دل در بـرش از هشـت خـلـد و کـوثـرشصـد سـاله ره ز آنسـوتـرش جـای تـماشـا داشـتـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.