ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مطلع دوم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 19:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
ای بـــا دل ســودائیــان عــشــق تــو در کــار آمــدهتـرکـان غـمزت را بـه جـان دلـها خـریدار آمـده
آئیـنــه بــردار و بــبــیـن آن غــمــزه ســحــر آفــریـنبـا زهر پـیکان در کمین تـرکان خون خوار آمده
تـو بـادی و مـن خـاک تـو، تـو آب و من خـاشـاک تـوبــا خـوی آتــش نـاک تـو صـبــر مـن آوار آمـده
دانـم کــه نــدهـی داد مــن، روزی نـیـاری یـاد مــنبـشـنو شـبـی فـریاد من، داغ شـب تـار آمده
ای خــون مــن در گــردنــت، زیــن دیــر یــادآوردنــتوز دســت زود آزردنــت جــانـم بــه آزار آمــده
هم خـواب خـرگوشم دهی، داغ جـگر جـوشم نهیای از تـو آغوشم تهی، خوابـم همه خار آمده
خــاقـانـی و درد نـهـان، خــون دل از نـاخــن چــکـانوز ناخـن غـم هر زمـان مجـروح رخـسـار آمده
او بلبل است ای دلستان طبعش چو شاخ گلستاندر مجلس شاه اخستان لعل و زرش بار آمده



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.