ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



قصیده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 03:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
هــرگــز بــه بــاغ دهـر گــیـائی وفــا نــکــردهرگز ز شـسـت چـرخ خـدنگی خـطا نکرد
خــیــاط روزگــار بـــه بـــالــای هــیــچ کــسپــیـراهـنـی نـدوخـت کـه آخـر قـبــا نـکـرد
نـقـدی نـداد دهـر کـه حــالـی دغـل نـشــدنـردی نـبــاخـت چــرخ کـه آخـر دغـا نـکـرد
گـردون در آفــتــاب ســلـامـت کـرا نـشــانـدکآخـر چـو صـبــح اولـش انـدک بـقـا نـکـرد
کی دیده ای دو دوست که جوزا صفت بدندکایامشـان چـو نعـش یک از یک جـدا نکرد
وقــتــی شــنـیـده ام کــه وفــا کــرد روزگـاردیدم به چشم خویش که در عهد ما نکرد
دهر اژدهـای مـردم خـوار اسـت و فـرخ آنـکخـــود را نــوالـــه دم ایــن اژدهــا نـــکـــرد
بـس کس که اوفـتـاد در این غـرقـه گاه غـمچـشم خلاص داشت سفینه ش وفا نکرد
آن مهره دیده ای تـو که در شـشـدر اوفـتـادهرگه که خواست رفت حـریفش رها نکرد
خـاقـانـیـا بــه چـشـم جـهـان خـاک درفـکـنکـو درد چـشـم جـان تــو را تــوتــیـا نـکـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.