ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در هنگام زیارت مدینه منوره گفته و در آن خاک نهفته است

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 03:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
ای شـفـیع صـد هزار امت چـو خـاقـانی بـه حـشـربـنـده مـرتـد بـود و بـر دسـت تـو ایمـان تـازه کـرد
گــر زبـــان او جــنــابــت داشــت از هــر جــانــبــیآن جـنابـت بـرگرفت اشـکی که طـوفـان تـازه کرد
چون زبـان او بـه هفتـاد آب خجـلت شستـه گشتبــر درت هـر هـفـتـه ای هـفـتـاد دیـوان تـازه کـرد
زین سـفر مقصود امسـالش تـو بـودسـتـی نه حـجکـالـامـان گـویـان بـه درگـاه آمـد و جـان تـازه کـرد
رفـت زی کـعـبــه کـه آرد کـعـبـه را زی تـو شـفـیـعتـاش بــپـذیـری کـه او بــا تـوبـه ایـمـان تـازه کـرد
پـیش کـعـبـه نفـس حـسـی بـهر قـربـان هدیه بـردپیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد
این دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفتنسـخـه تـوبـه اسـت کـز خـوناب مژگان تـاره کـرد
پـیـش بـالـینـت ز بـس زرد آب کـز مـژگـان بـریـخـتزعـفـران سـود و حـنـوط شـخـص یـاران تـازه کـرد
پـیشـت از جـان عـود و ز دل عود سـوزی کرده بـودهم ز سـوز سـینـه عـطـر عـود سـوزان تـازه کـرد
تــا بــه اســتــســقــای ابــر رحــمـت آمـد بــر درتکـشــت زار عـمـر فـانـی را بــه بــاران تــازه کـرد
عــمـر ضــایـع کـرده ای دارد ز تــو چــشــم قـبــولکـز قــبــول تــو قـبــالـه عــمـر بــتــوان تــازه کـرد
قــدر آن داری کـه طــغــرای قــبــولـش درکــشــیکـانکـه مـقـبـول تـو شـد تـوقـیع رضـوان تـازه کـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.