ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در شکر انعام رئیس شمس الدین

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 19:23 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
دی فرد و خفتـه بـخـت سوی ارمن آمدمامـروز جــفـت نـعـمـت بــسـیـار مـی روم
دیـدم دو بــحــر، بــحـر ایـادی و بــحـر آبمـن زیـن دو بــحــر شـاکـر آثــار مـی روم
لـب تـشـنه آمدم بـه لب بـحـر شـور لیکسـیـراب بــحـر عـذب صـدف دار مـی روم
گر خشک سال بخل جهان را گرفت، منغـرق سـحــاب جــود گـهـر بــار مـی روم
یعنی ز صـبـح صـادق انعـام شـمس دیناز شـرم سـرخ روی و شـفق وار می روم
در گوش گاو خـفتـه ام از امن کز عطـاشبــا گــنـج گــاو و دولــت بــیـدار مـی روم
کـاس کـرم دهد بـه مـن و مـن ز خـرمـیسـرمسـت کـاس از دل هشـیار می روم
کس مرغ را که داشت بـه پروار ندهد آبمــن مــرغ وار ز آب بـــه پــروار مــی روم
نــزد رئس چـــون الـــف کـــوفـــی آمــدمچـون دال سرفکنده خـجـل سار می روم
بـر عین غین گشتـه ز خجلت ز عین مالچون حرف غین بین که گران بار می روم
از پــیـش ایـن رئیـس نــکــوکــار پــاک زادافـکـنده سـر، چـو خـائن بـدکـار مـی روم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.