ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٢: رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:35 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
رام را گـر بــرگ گـل بــاشـد نـبــیـنـد ویـس راور سـلـیمـان مـلـک خـواهد ننگـرد بـلـقـیس را
زنده جـاوید گـردد کـشـتـه شـمشـیر عـشـقزانکه از کشتـن بـقا حـاصل شود جـرجـیس را
جـان بـده تـا مـحـرم خـلـوتـگـه جـانـان شـویتـا نـمـیـرد کـی بـه جـنـت ره دهـنـد ادریس را
گرنه در هر جوهری از عشق بودی شمه ئیکی کشش بـودی به آهن سنگ مقناطیس را
همچـو خـورشید ار بـرآید ماه بـی مهرم بـبـاممـهـر بــفـزایـد ز مـاه طـلـعـتــش بــرجـیـس را
دامـن مـحـمـل بـراندازی مـه مـحـمـل نشـینیــا بــگــو بــا ســاربــان تــا بــازدارد عــیـس را
چون بـتلبیسم بدام آوردی اکنون چاره نیستبـگـذر از تـزویـر و بـگـذار ای پـسـر تـلـبـیـس را
تـا نپـنداری که گویم لاله چـون رخسار تـستکی بـه گل نسـبـت کند رامین جـمال ویس را
خـواجـو ار در بـزم خـوبـان از مـی یاقـوت رنـگکاس را خواهی که پر باشد تهی کن کیس را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.