ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩: دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:37 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
دیشب خبرت هست که در مجلس اصحابتــا روز نـخــفـتــیـم مـن و شـمـع جــگـرتــاب
از دســت دل ســوخــتــه و دیـده خــونـبــاریـک لـحــظـه نـبــودیـم جــدا ز آتــش و از آب
مـن در نظـرش سـوخـتـمـی ز آتـش سـینهو او سـاخـتـی از بـهـر مـن سـوخـتـه جـلـاب
از بـسـکـه فـشـانـدیم در از چـشـم گـهرریزشـد صحـن گلسـتـان صدف لؤلؤی خـوشـاب
در پــاش فــکــنـدم ســرشــوریـده از آنـرویکو بـود که میسوخـت دلش بـرمن از اصحـاب
یاران بـخـور و خـواب بـسـر بـرده همه شبوان سوخته فارغ ز خور و چشم من از خواب
او خـون جـگـر خـورده و مـن خـون دل ریـشاو مـی بـه قـدح داده و مـن دل بـه مـی نـاب
او بـر سر من اشک فشان گشته چو بـارانو افــتــاده مـن دلـشــده از دیـده بــغــرقــاب
من بـاغـم دل سـاخـتـه و سـوخـتـه در تـبو او از دم دود مــن دلــســوخــتـــه در تـــاب
چـون دیـد کـه خـون دلـم از دیـده روان بــودمـیـداد روان شــربــتــم از اشـک چــو عـنـاب
جـز شمع جـگر سوز که شد همدم خواجـوکس نیست که او را خبری بـاشد از این بـاب



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.