ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٦: یاد باد آن روز کز لب بوی جان می آمدت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
یـاد بــاد آن روز کــز لــب بــوی جــان مـی آمــدتخط بـسوی خـاور از هندوستـان می آمدت
هـر زمـان از قـلـب عـقـرب کـوکـبـی مـی تـافـتـتهر نفـس سـنبـل نقـاب ارغـوان می آمدت
چـون خـدنگ چـشـم جـادو مـی نهادی در کـمـاننـاوک مـژگـان یکـایک بـرنشـان مـی آمـدت
چـون ز بـاغ عـارضـت هر دم بـهاری می شـکفـتهر زمان مرغی بـطرف گلستان می آمدت
در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می شدیخـنده بـر بـالای سـرو بـوسـتـان می آمدت
چـــون جـــهــان را بـــرخ آرام جـــان مــی آمــدیاز جـهان جـان ندا جـان و جـهان می آمدت
در تـکـلم لعـل شـیرینت چـو می شـد در فـشـانچشمه های آب حیوان از دهان می آمدت
چـون میان بـوسـتـان از دوسـتـان رفـتـی سـخـنگـاه گاهی نام خـواجـو بـر زبـان می آمدت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.