ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٨٨: شامش از صبح فروزنده درآویخته است

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:39 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
شامش از صبـح فروزنده درآویختـه استشبـش از چشمه خورشید بـرانگیخته است
گوئیا آنک گـلسـتـان رخـش می آراسـتسنبل افشانده و بر برگ سمن ریخته است
یا نه مشـاطه ز بـیخـویشتـنی گرد عبـیرگـرد آئیـنـه چـیـنـش بــخـطـا بـیـخـتـه اسـت
تا چه دیدست که آن سنبل گل فرسا رادسـتـها بـسـتـه و از سـرو درآویخـتـه اسـت
نتـوان در خـم ابـروی سیاهش پـیوسـتآنک پـیوند من سـوخـتـه بـگسـیخـتـه اسـت
تـا زدی در دل من خـیمه بـاقـبـال غـمتشـادی از جـان من غـمزده بـگریخـتـه اسـت
جـان خواجـو ز غبـار قدمت خالی نیستزانـک بـا خـاک سـر کـوت بـرآمـیخـتـه اسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.