ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩٠: روی زمین و خون دلم نم گرفته است

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:39 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
روی زمـین و خـون دلـم نم گـرفـتـه اسـتپـشت فلک ز بـار غمم خـم گرفتـه است
اشـکـم چـه دیده اسـت کـه مانند خـونیانپـیوسـتـه دامن من پـرغـم گرفـتـه اسـت
مسـکـین دلـم کـه حـلـقـه آن زلـف تـابـداربـگرفت و غافلست که ارقم گرفتـه است
انـفــاس روح مـی دمـد از بــاد صــبــحــدمگوئی که بوی عیسی مریم گرفته است
چـون جـام می گـرفـت نگـارم زمانه گـفـتخورشید بـین که ماه محرم گرفتـه است
همدم بـجـز صراحی و جـام شراب نیستخرم کسی که دامن همدم گرفتـه است
هر کـو ز دسـت یار گـرفـتـسـت جـام مـیروشن بـدان که مملکت جم گرفته است
مـلـک دلـم گـرفـت و بـجـورش خـراب کـردآری غـریب نیسـت مگر کم گرفتـه اسـت
خواجو ز پا درآمد و هیچش بدست نیستجـز دامن امید کـه محـکـم گرفـتـه اسـت
از وی مــتــاب روی کــه مــانــنــد آفــتــابتـیغ زبـان کشـیده و عـالم گرفـتـه اسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.