ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠١: ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:39 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ما هم از شب سـایبـان بـرآفتـاب انداخـتـسـتسـروم از ریحـان تـر بـرگل نقـاب انداخـتـسـت
بـــرکــنــار لــالــه زار عــارضـــش بـــاد صـــبـــاسـنبـل سـیراب را در پـیچ وتـاب انداخـتـسـت
حـلقه های جـعد چـین بـر چـین مه فرسـای رایک بیک در حلق جانم چون طناب انداختست
تــا کـنـد مـرغ دلـم را چـون کـبــوتـر پــای بــنـدبـرکـنـار دانه دام از مـشـک نـاب انداخـتـسـت
آنــدو هــنــدوی ســیـه کــار کــمــنــد انــداز راهمچـو دزدان بـسـتـه و بـرآفتـاب انداخـتـست
منکه چـون زلفش شـدم سـرحـلقه شوریدگانحـلـقـه وارم بـردر آیا از چـه بـاب انداخـتـسـت
مردم چـشم ار ز چـشم من بـیفتـد دور نیستچـون بـخونریزی سپـر بـر روی آب انداختـست
ساقی مستان که هوش می پرستان می بردگـوئیـا بــیـهـوش دارو در شـراب انـداخـتـسـت
در رهــش خــواجــو بآب دیــده و خــون جــگــردل چـو دریا کرده و خـر در خـلاب انداخـتـست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.