ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٨: هر که او دیده مردم کش مستت دیدست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
هر کـه او دیده مردم کـش مسـتـت دیدسـتبـس کـه بـرنرگـس مخـمور چـمن خـندیدسـت
مـردم از هـر طــرفــی دیـده در آنـکــس دارنـدکـه مـرا مـردم ایـن دیـده حــســرت دیـدســت
ایکـه گـفـتـی سـر بـبـریده سـخـن کـی گویدبـنگر این کلک سخن گو که سرش بـبـریدست
گوئی ان سـنبـل عـنبـرشـکن مشـک فـروشبـخـطا مشـک خـتـن بـر سـمنت پـاشـیدسـت
زان بـود زلف تـو شوریده که چونرفت بـه چینشـده زنـجـیری و بـر کـوه و کـمـر گـردیـدسـت
ســر آن زلـف نـگـونـســار ســزد گــر بــبــرنـدکــه دل ریــش پـــریــشــان مــرا دزدیــدســـت
خبرت هست که اشکم چو روان می گشتیدر قـفـای تـو دویـدسـت و بـسـر غـلـتـیدسـت
دم ز مــهــر تــو زنــم گــر نــزنــم تـــا بـــابـــدکــه دلــم مــهـر تــودر عــهــد ازل ورزیـدســت
هـر چـه در بــاب لـب لـعـل تــو گـویـد خـواجـوجمله در گوش کن ای دوست که مرواریدست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.