ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٩: وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای خـوش آن صـید که وقتـی بـکمند تـو در افـتـادخــرم آنـمــرغ کــه روزی بــهـوای تــو پــریـدســت
بـاد را بـر سـر کـوی تـو مجـالـسـت و مرا نیسـتخـنـک آن بــاد کـه بــر خـاک سـر کـوت وزیـدسـت
رقـمـی چــنـد بــسـرخــی کـه روان در قـلـم آمـداشک شنگرفی چشمست که بـر نامه چکیدست
خـواجـو از شوق رخـت بـسکه کند سیل فشانیهـمـه پـیرامـنـش از خـون جـگـر لـالـه دمـیـدسـت
وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدستآنـکـه دزدیـده در آن دیـده خـونـخـوار تــو دیـدسـت
چـون کـشـد وسـمه کـمان دو کمان خـانه ابـروتگر چه پیوسته کمان بر مه و خورشید کشیدست
جـفـت این طـاق زمـرد شـد از آنروی چـو گـیسـوطـاق فـیـروزه ابــروی تـو پــیـوسـتـه خـمـیـدسـت
سـر زلـفـت بــبــریـدنـد و بــبــالـات خـوش افـتـادیا رب آن شـعـر سـیه بـرقـد خـوبـت که بـریدسـت
آن خــط ســبــز کـه از شــمـع رخــت دود بــرآورددود آهـیـسـت کـه در آتــش روی تـو رسـیـدسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.