ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٢٨: گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
گفتـمش روی تـو صد ره ز قمر خـوبـتـرستگــفــت خــامـوش کــه آن فــتــنـه دور قــمــرســت
گفـتـم آن زلف و جـبـینم بـچـنین روز نشـاندگفت کان زلف و جبین نیست که شام و سحرست
گفتـم ای جـان جـهان از من مسـکین بـگذرگـفـت بــگـذر ز جـهـان زانـکـه جـهـان بــر گـذرسـت
گـفــتــمـش قـد بــلـنـدت بــصــنـوبــر مـانـدگفـت کاین دلشـده را بـین که چـه کوتـه نظـرسـت
گفتمش خون جگر چند خورم در غم عشقگـفــت داروی دلـت صــبــر و غــذایـت جــگــرســت
گـفـتـمـش درد مـن از صـبـر بـتـر می گـرددگـفــت درد دل ایـن ســوخــتــه دلـمـان تــبــرســت
گـفـتـمـش نـالـه شـبـهـای مـرا نـشـیـنـدیگفـت از افغـان تـوام شـب همه شـب دردسـرسـت
گفـتـمش کـار من از دسـت تـو در پـا افـتـادگـفـت ایـن سـر سـبـک امـروز ز دسـتـی دگـرسـت
گفتـمش کام دل خستـه خواجـو لب تـستگفت شـک نیسـت که کام دل طـوطـی شـکرسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.