ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٣٤: این همه مستی ما مستی مستی دگرست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
این همه مستی ما مستی مستی دگرستوین همه هستـی ما هستی هستی دگرست
خـیز و بـیرون زد و عـالـم وطـنـی حـاصـل کـنکه بـرون از دو جـهان جـای نشسـتـی دگرست
گفتـم از دسـت تـو سـرگشـتـه عالم گشـتـمگفت این سـر سـبـک امروز ز دسـتـی دگرسـت
تـا صبـا قلب سر زلف تـو در چـین بـشکسـتهر زمان بـر من دلخـسـتـه شکسـتـی دگرست
کس چـو من مست نیفتـاد ز خمخـانه عشقگر چه در هر طرف از چشم تو مستی دگرست
تــا بــرآمـد ز بــنـاگـوش تـو خـورشـیـد جـمـالهر سـر زلـف تـو خـورشـید پـرسـتـی دگـرسـت
چـون سـپـر نفـکـند از غـمـزه خـوبـان خـواجـوزانـکـه آن نـاوک دلـدوز ز شـســتــی دگـرســت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.