ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٣٧: آن نه رویست مگر فتنه دور قمرست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
آن نـه رویـسـت مـگـر فـتــنـه دور قـمـرسـتوان نه زلفست و بنا گوش که شام و سحرست
ز آرزوی کــمــرت کــوه گــرفــتــم هــیــهــاتکـوه را گـرچـه ز هر سـوی کـه بـینی کـمـرسـت
مردم چـشمم ارت سـرو سـهی می خـواندروشـنم شـد کـه همـان مـردم کـوتـه نـظـرسـت
اشـک را چـونـکـه بــصـد خـون جـگـر پـروردمحـاصـلم از چـه سـبـب زو همه خـون جـگرسـت
نـسـبــت روی تــو بــا مـاه فـلـک مـی کـردمچــو بــدیــدم رخ زیــبـــای تــو چــیــز دگــرســت
حـیف بـاشد که بـافسـوس جـهان می گذردمـگـذر ای جـان جـهان زانکـه جـهان بـرگـذرسـت
اشـک خـونین مرا کـوسـت جـگـر گوشـه دلزین صـفـت خـوار مـدارید کـه اصـلـی گـهـرسـت
قـصـه آتــش دل چــون بــه زبــان آرم از آنـکشـمع اگر فـاش شـود سـر دلش بـیم سـرسـت
هـر کـرا شـوق حـرم بـاشـد از آن نـنـدیشـدکــه ره بــادیـه از خــار مــغــیـلــان خــطــرســت
گـر بــشـمـشـیـر جـفـا دور کـنـی خـواجـو راهمـه سـهلـسـت ولـی مـحـنت دوری بـتـرسـت
همه سرمستیش از شور شکر خنده تستشـور طـوطـی چـه عجـب گر ز بـرای شـکرسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.