ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٣: در شب زلف تو مهتابی خوشست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
در شب زلف تو مهتـابـی خوشستدر لـب لـعـل تــو جــلـایـی خـوشـسـت
پیش گیسویت شبـستانی نکوستطـاق ابـروی تـو مـحـرابـی خـوشـسـت
حــلــقــه زلــف کــمـنـد آســای تــوچـنـبـری دلـبـند و قـلـابـی خـوشـسـت
پـیش رویت شـمـع تـا چـند ایسـتـدگو دمی بنشین که مهتابی خوشست
گــر دلــم در تــاب رفــت از طــره اتطیره نتوان شد که آن تابـی خوشست
آتــش رویـت کــه آب گـل بــریـخــتدر سـواد چـشـم من آبـی خـوشـسـت
مردم چشمم که در خون غرقه شددمبـدم گوید که غـرقـابـی خـوشـسـت
بـردر مـیخـانه خـوانـم درس عـشـقزانکه بـاب عاشقی بـا بـی خـوشسـت
بـخت خواجو همچو چشم مست توروزگاری شد که در خـوابـی خـوشست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.