ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٥: بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:41 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـوقت صبـح چو آن سرو سیمتن بـنشستز رشـک طلعت او شمع انجـمن بـنشـسـت
فشاند سنبـل و چـون گل زغنچه رخ بـنمودکشید قامت و چون سرو در چمن بـنشست
ز بـرگ لـالـه سـیراب و شـاخ شـمـشـادشبــریـخــت آب گـل و بــاد نـارون بــنـشـسـت
نشست و مشعله از جان بیدلان برخاستبـرفت و مشـعـله عـمر مرد و زن بـنشـسـت
بـگـوی کـان مـگـس عـنـبـرین بـبـوی نـبـاتچـرا بـرآن لب لعـل شـکـرشـکن بـنشـسـت
چـه خیزدار بـنشینی که تـا تـو خاستـه ئیکسی ندید که یکدم خـروش من بـنشسـت
مـگـر بـروی تـو بـینـم جـهان کـنون کـه مـراچـراغ این دل تـاریـک مـمـتـحـن بـنـشـسـت
خــبــر بــریـد بــخـسـرو کـه در ره شـیـریـنغـبـار هسـتـی فـرهاد کـوهکـن بـنـشـسـت
ز خـانـه هـیـچ نـخـیزد سـفـر گـزین خـواجـوکه شمع دل بنشاند آنکه در وطن بنشست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.