ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٥٨: ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ترا که موی میان هم وجود و هم عدمستدو زلف افعی ضحاک و چهره جـام جمست
بـتـیرگی شـده آشـفـتـه تـر حـقیقت شـرعسواد زلف تـو گوئی که رای بـوالحـکمسـت
ز دور چـرخ شـبــی ایـن سئوال مـی کـردمکه از زمانه مرا خـود نصیب جـمله غمسـت
بـطـیره گـفـت نبـینی سـپـهر کـاسـه مثـالز بـهر خوردن خون تـو جـمله تـن شکمست
گـر آبـروی نه در خـاک کـوش مـی طـلـبـنـدچـو زلـف یار قـد عـاشـقـان چـرا بـخـمسـت
دلـم بـغـمـزه و ابـروی او بـمـکـتـب عـشـقامـیدوار چـو طـفـلـان بـنـون و الـقـلـمـسـت
ز شـام زلف سـیه چـون نمود طلعت صـبـحزمانه گفت که ای عاشقان سپیده دمست
مـجـال نطـق نـدارم چـرا کـه بـیش از پـیشمـیـان لـاغــر او در کــنـار کــم ز کــمـســت
ز لـعــل او شــکــری الـتــمـاس مـی کـردمکـه مدتـی اسـت کـه جـانم مقـید المسـت
جــواب داد کـه بــر هـیـچ دل مـنـه خـواجــوکه چـون میان دهنم را وجـود در عـدمسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.