ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٤: کو دل که او بدام غمت پای بند نیست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:43 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
کـو دل که او بـدام غـمت پـای بـند نیسـتصیدی بدست کن که سرش در کمند نیست
بـا دلـبـری سـمتـگـر و سـرکـش فـتـاده امکـو را خـبــر ز حـال مـن مـسـتـمـنـد نـیـسـت
پـر مـی زند ز شـوق لـبـش مـرغ جـان مـنعیب مگس مکن که شـکیبـش ز قند نیسـت
گـوینـد صـبـر در مـرض عـشـق نـافـعـسـتبـاری درین هـوا کـه مـنـم سـودمـنـد نـیسـت
گـر بـنـد مـی نـهی و گـرم پـنـد مـی دهیهسـتـم سـزای بـنـد ولـی جـای پـند نیسـت
هر کس که سـرو گفـت قدت را بـراسـتـیاو را مـعـیـنـسـت کـه هـمـت بـلـنـد نـیـسـت
تا بسته شد ز عشق تو بر دل طریق عقلدر شهر کو کسی که کنون شهر بـند نیسـت
گـر رد کـنـی مـرا نـکـنـد هـیچـکـس قـبـولزیرا کـه نـاپـسـنـد تـو کـس را پـسـند نیسـت
خـواجـو مـگـر بـزخـم فـراقـت شـود قـتـیـلورنـی ز ضــرب تــیـغ تــو او را گـزنـد نـیـســت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.