ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٦: عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:43 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
عشق سلطانیست کو را حاجت دستـور نیستطــائران عـشــق را پــرواز گـه جــز طـور نـیـســت
کس نمی بـینم که مست عشق را پـندی دهدزانکه کس در دور چشم مست او مستـور نیست
دور شـو کز شـمع عشـق آتـش بـنزدیکان رسـدوانـکـه او نـزدیک بـاشـد گـر بـسـوزد دور نـیـسـت
مـن بــه مـهـر دل بـه پـایـان مـی رسـانـم روز رازانـکـه بــی آتــش درون تــیـره ام را نـور نـیـســت
مـلـک دل را تـا بـکـی بـینـم چـنـین ویران ولـیکتـا نمی گـردد خـراب آن مملـکـت مـعـمور نیسـت
بـزم بـی شاهد نمی خـواهم که پـیش اهل دلدوزخی بـاشد هر آن جـنت که در وی حور نیست
رهـروان عـشـق را جــز دل نـمـی شـایـد دلـیـلوانـکـه این ره نـسـپـرد نـزد خـرد مـعـذور نـیـسـت
تــا نـپــنـداری کـه مـا بــا او نـظــر داریـم و بــسهیچ نـاظـر را نـمـی بـینـم کـه او مـنـظـور نیسـت
چشم میگونش نگر سرمست و خواجو در خمارشوخ چشم آن مست کورا رحم بر مخمور نیست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.