ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١٢: بر سر کوی خرابات محبت کوئیست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـر سـر کـوی خـرابـات محـبـت کـوئیسـتکه مرا بـر سـر آن کوی نظر بـر سـوئیسـت
دهنش یکسر مویسـت و میانش یک مویوز مـیـان تـن مـن تـا بـمـیـانـش مـوئیسـت
ابــروی او کـه ز چـشـمـم نـرود پـیـوسـتـهنه کمانیسـت که شایستـه هر بـازوئیست
مـرهـمـی از مـن مــجــروح مــداریـد دریـغکه دلم خـسـتـه پـیکـان کـمان ابـروئیسـت
گر من از خوی بد خویش نگردم چه عجبهر کسی را که در آفاق بـبـینی خـوئیست
ز آتـش دوزخـم از بـهر چـه مـی تـرسـانیددوزخ آنست که خالی ز بـهشتـی روئیست
نـســخــه غـالـیـه یـا رایـحــه گـلـزارســتنـکـهت سـنـبـل تـر یا نـفـس گـلـبـوئیسـت
هـر کـه از زلـف دراز تــو نـگـویـد سـخـنـیدست کوته کن ازو زانکه پریشان گوئیست
اگـر از کـوی تــو خـواجــو بــمـلـامـت نـرودمکـنش هیچ ملامت که ملامت جـوئیسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.