ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٥٦: ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ز جـام عـشـق تـو عـقلم خـراب می گرددز تـاب مـهر تـو جـانم کـبـاب می گـردد
مـرا دلـیـسـت کـه دائم بـیـاد لـعـل لـبــتبـگرد سـاقـی و جـام شـراب می گردد
هلاک خـود بـدعـا خـواسـتـم ولی چـکـنمکه دیر دعوت من مستـجـاب می گردد
دلسـت کاین همه خـونم ز دیده می بـاردپـرسـت کـافـت جـان عـقـاب می گردد
تـو خـود چـه آب و گلی کاب زندگی هردمز شـرم چـشمه نوش تـو آب می گردد
چـو بـرتـو می فـکـنم دیده اشـگ گـلگونمز عـکس گلشـن رویت گلاب می گردد
بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشینبیاد چشم تو مست و خراب می گردد
عجـب نبـاشـد اگر شد سـیاه و سـودائیچـنین کـه زلف تـو بـر آفـتـاب می گردد
چـو بـر درت گـذرم گـوئیـم کـه خـواجـو بـازبـگـرد خـانه مـا از چـه بـاب مـی گـردد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.