ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٥٧: چه بادست اینکه می آید که بوی یار ما دارد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
چـه بـادسـت اینکـه می آید که بـوی یار ما داردصـبـا در جـیب گـوئی نـافـه مـشـک خـتـا دارد
بـطرف بـوستـان هرکس بـیاد چشم می گونشمدام ار می نمی نوشـد قدح بـر کف چـرا دارد
چـو یـار آشـنـا از مـا چـنـان بـیـگـانـه مـی گـرددشود جانان خویش آنکس که جانی آشنا دارد
از آن دلـبـسـتـگـی دارد دل مـا بــا سـر زلـفـشکه هرتـاری ز گیسـویش رگی بـا جـان ما دارد
مـن از عـالـم بـجـز کـویش نـدارم مـنـزلـی دیگـرولـی روشـن نمی دانم کـه او منزل کـجـا دارد
بـرآنم کـابـر گرینده از این پـس پـیش اشـک منحـدیث چـشم سیل افشان نراند گر حـیا دارد
مرا در مجـلس خـوبـان سـماع انس کی بـاشـدکه چـون سروی بـرقص آید مرا از رقص وا دارد
اگــر بــرگ گــلــت بــاشــد نـوا از بــیـنـوائی زنکـه از بـلـبـل عـجـب دارم اگـر بـرگ و نـوا دارد
وگـر مـرغ سـلـیمـانـرا بـجـای خـود نـمـی بـینـمبــجــای خـود بــود گـر بــاز آهـنـگ سـبــا دارد
اگر چون من بسی داری بدلسوزی و غمخواریبـدین بـیـچـاره رحـم آور کـه در عـالـم تـرا دارد
ز خـواجـو کز جـهان جـز تـو ندارد هیچ مطـلوبـیاگـــــر دوری روا داری خــــــدا آخــــــر روا دارد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.