ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٧١: قصه غصه فرهاد بشیرین که برد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
قـصـه غـصـه فـرهـاد بــشـیـریـن کـه بــردنــامــه ویـس گــلــنــدام بــرامــیـن کــه بــرد
خضر را شربتی از چشمه حیوان که دهدمـرغ را آگـهـی از لـالـه و نـســریـن کــه بــرد
خـبــر انـده اورنـگ جـدا گـشـتـه ز تــخـتبــه سـراپــرده گـلـچــهـر خـور آئیـن کـه بــرد
گر چـه بـفـزود حـرارت ز شـکـر خـسـرو رااز شـرش شـور شـکر خـنده شـیرین که بـرد
مرغ دل بـاز چـو شـد صید سـر زلف کژشگفت جان این نفس از چنگل شاهین که برد
ناز آن سـرو قد افراخـتـه چـندین که کشدجـور آن شـمع دل افـروخـتـه چـندین کـه بـرد
می چـون زنگ اگـر دسـت نگـیرد خـواجـوزنـگ غـم ز آیـنـه خــاطـر غـمـگـیـن کـه بــرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.