ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٣: مه را اگر از مشک ز ره پوش توان کرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
مه را اگر از مشک ز ره پـوش توان کردتشبیه بـدان زلف و بـنا گوش توان کرد
چون شکر شیرین بشکر خنده در آریجان بـرخی آن لعل گهر پوش توان کرد
می تلخ نبـاشد چو ز دست تو ستانندکز دست تو گر زهر بـود نوش توان کرد
حـاجـت بـقدح نیست که اربـاب خرد رااز جـام لبـت واله و مدهوش تـوان کـرد
گر دسـت دهد شادی وصل تـو زمانیغمهای جهان جمله فراموش توان کرد
بـی آتش رخسار توخون در دل عشاقبـاور نتـوان کرد که در جـوش تـوان کرد
مرغـان چـمن را چـو صـبـا بـوی گل آردزنـهار مـپـنـدار کـه خـامـوش تـوان کـرد
از روی تـوام منع کـنند اهل خـرد لـیکبـرقول بـد اندیش کجـا گوش تـوان کرد
خواجـو تـو مپـندار که بـی سیم زمانیبـا سیمبـران دست در آغوش توان کرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.