ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٤: بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بــی لـالـه رخـان روی بــصـحـرا نـتـوان کـردبـی سـرو قدان میل تـماشا نتـوان کرد
کـام دلـم آن پــسـتــه دهـانـسـت ولـیـکـنزان پـسـتـه دهان هیچ تـمنا نتـوان کرد
گـفـتـم مـرو از دیـده مـوج افـکـن مـا گـفـتپـیوسـتـه وطـن بـرلـب دریا نـتـوان کـرد
چـون لـالـه دل از مـهـرتـوان سـوخـتــن امـااسـرار دل سـوخـتـه پــیـدا نـتـوان کـرد
تــا در ســر زلـفـش نـکـنـی جــان گـرامـیپـیش تـو حـدیث شـب یلدا نتـوان کـرد
آنـهـا کــه نـدانـنـد تــرنــج از کــف خــونـیـندانـنـد کـه انـکــار زلـیـخــا نـتــوان کــرد
از بـسـکه خـورد خـون جـگر مردم چـشـممدل در سـر آن هندوی لـالـا نـتـوان کـرد
بـی خـط تـو سـر نامـه سـودا نتـوان خـواندبی زلف تو سر در سر سودا نتوان کرد
گیسوی تو گر سرکشد او را چه توان گفتبـا هندوی کژ طـبـع محـا کـا نتـوان کرد
هر لـحـظـه پـیامی دهدم دیده کـه خـواجـوبـی می طـلـب آب رخ از ما نتـوان کـرد
از دســت مــده جـــام مــی و روی دلــارامکـارام دل از تـوبــه تـقـاضـا نـتـوان کـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.