ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٦: بر سر کوی تو اندیشه جان نتوان کرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـر سر کوی تـو اندیشه جـان نتـوان کردپـیش لـعـلـت صـفـت زاده کـان نتـوان کـرد
مهر رخسار تـو در دل نتوان داشت نهانکه به گل چشمه خورشید نهان نتوان کرد
از مـیـانـت سـر مـوئی ز کـمـر پـرسـیدمگـفـت کـان نکـتـه بـاریک عـیان نتـوان کـرد
بـا تـو صد سـال زبـان قلم ار شـرح دهدشمه ئی از غم عشق تـو بـیان نتـوان کرد
نوشـداروی من از لـعـل تـو می فـرمایندبـشـکـر گـر چـه دوای خـفـقـان نتـوان کـرد
ناوک غمزه ات از جوشن جانم بگذشتدر صـف مـعـرکـه اندیشـه جـان نتـوان کـرد
گر بـتیغم بـزنی از تـو ننالم که ز دوستزخم شمشیر تـوان خورد و فغان نتوان کرد
راستی گر چه ببـالای تو می ماند سرونـسـبـت قـد تـو بــا سـرو روان نـتـوان کـرد
خـواجـو از دور زمـان آنچـه تـرا پـیش آمدجــز بــدوران زمـان فــکـرت آن نـتــوان کـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.