ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٩: طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:48 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
طـوطـی از پـسـتـه تـنگ تـو شـکـر گرد آوردچـشـمم از درج عـقیق تـو گهر گرد آورد
صـد دل خـسـتـه بـهر موئی از آن زلـف درازمـهـر رخـسـار تـو در دور قـمـر گـرد آورد
مـردم چــشــم مـن از بــهـر نـثــار قــدمــتای بسا در که درین قصر دو در گرد آورد
گنج قـارون چـو درین ره بـه پـشـیزی نخـرندرخ زردم بـچـه وجـه اینهمـه زر گـرد آورد
خبـرت هست که چـندین دل صاحـب نظراننرگس مسـت تـو هنگـام نظـر گـرد آورد
چــرخ پــیـروزه ز خــون جــگـر فـرهـادســتآن همه لعـل که بـر کوه و کمر گرد آورد
در سـر چـشم جـفا دیده خـون افشـان کرددل من هر چـه بـخـوناب جـگـر گـرد آورد
گرم کن بـزم طرب را که شب مشک فروشرخـت سـودا بـدم سـرد سـحـر گرد آورد
خسرو آنست که چون ملک وصالت دریافتلـعـل شـیرین تـرا دید و شـکـر گـرد آورد
دلم این لحـظه بـدسـت آر که جـانم ز درونکـرد تــرتــیـب ره و بــار سـفـر گـرد آورد
چـشم خواجـو چو رخ آورد بـدریای سرشکسوی بـحـرین شد و لؤلؤی تـر گرد آورد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.