ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٩٠: سوز غم تو آتشم از جان بر آورد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:48 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ســـوز غــم تـــو آتـــشــم از جـــان بـــر آوردمـهـر تـو دودم از دل بـریان بـر آورد
چــشــم پــرآب مــا چــو ز بــحــریـن دم زنــدشـور از نهاد قلزم و عمان بـر آورد
گـــردون لـــاجـــورد بــــدور عـــقـــیـــق تــــوبس خون لعل کز جگر کان بـر آورد
مـرغ دلـم زعــشــق گــلـســتــان عــارضــتهر دم هوا بـگیرد و افـغـان بـر آورد
مـا را بــبــاد داد و گـر آن کـفـر زلـف تــســتاین مان بـتر بود که ز ایمان بر آورد
هر لحظه چشم تـرک تـو چون کافران مستخنجر بقصد خون مسلمان بر آورد
بــا کـوه اگـر صــفـت کـنـم از شــوق کـازرونآه از دل شـکـسـتـه نالـان بـر آورد
گـر اشـتـیـاق کـعـبـه بـرینـسـان بـود بـسـیمـا را بـگـرد کـوه و بـیابـان بـر آورد
خواجو چنین که چشمه خونبار چشم تستهر دم معینست که طوفان بـرآورد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.