ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١٦: شام شکستگان را هرگز سحر نباشد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
شـام شکسـتـگان را هرگز سـحـر نبـاشدوز روز تــیــره روزان تــاریــکــتــر نــبــاشــد
هـر کـو ز جـان بـرآمـد از دسـت دل نـنـالـدوانـکـو ز پــا درآمـد در بــنـد ســر نـبــاشـد
پـــیــر شــرابـــخـــانــه از بـــاده مــغــانــهتـا بـیـخـبـر نـگـردد صـاحـب خـبـر نـبـاشـد
در بــزم درد نـوشـان زهـد و ورع نـگـنـجــددر عـالـم حـقـیقـت عـیب و هـنـر نـبـاشـد
هـر کـو رخ تـو جـوید از مـه سـخـن نـگـویدوانـکـو قـد تـو بـیـنـد کـوتـه نـظـر نـبــاشـد
در اشک و روی زردم سهلست اگر ببینیزانرو که چشم نرگس بر سیم و زر نباشد
یک شمه زین شمائل در شـاخ گل نیابـییک ذره زین ملاحـت در ماه و خـور نبـاشد
مـطـبـوع تـر ز قـدت سـرو سـهـی نـخـیزدشـیرین تـر از دهانت تـنگ شـکـر نـبـاشـد
چـون عـزم راه کـردم بـنمود زلـف و عـارضیعـنی قـمـر بـه عـقـرب روز سـفـر نبـاشـد
گفتـم دل من از خـون دریاسـت گفت آریهمچـون دل تـو بـحـری در هیچ بـر نبـاشد
گفتـم که روز عمرم شد تـیره گفت خواجوبــالـاتـر از سـیـاهـی رنـگـی دگـر نـبـاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.