ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٦: گر دلم روز وداع از پی محمل می شد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
گــر دلــم روز وداع از پــی مـحــمـل مـی شــدتــو مــپــنـدار کــه آن دلــبــرم از دل مـی شــد
هــیــچ مــنــزل نــشـــود قــافــلــه از آب جـــدازانکـه پـیش از همه سـیلـاب بـمـنزل می شـد
گـفـتــم از مـحــمـل آن جــان جــهـان بــرگـردمپــایـم از خـون دل سـوخـتــه در گـل مـی شـد
راسـتـی هر کـه در آن سـرو خـرامـان مـی دیدهمچو من فتنه بر آن شکل و شمائل می شد
سـاربـان خـیمه بـرون می زد و اینم عجـبـستکـه قـیامـت نشـد آنروز کـه مـحـمـل مـی شـد
قاتلم می شد و چون خون ز جراحت می رفتجــان مـن نـعـره زنـان از پــی قـاتــل مـی شـد
همـچـو بـید از غـم هجـران دل مـن مـی لـرزیدکـان سـهی سـرو خـرامـان مـتـمـایل می شـد
پــنـد عــاقـل نـکـنـد ســود کـه در بــنـد فــراقدل دیـوانــه نــدیـدیـم کــه عــاقــل مــی شــد
بـگذر از خـویش که بـی قطع مسـالک خـواجـوهـیچ سـالـک نـشـنـیدیم کـه واصـل مـی شـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.