ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٢: عجب دارم گر او حالم نداند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
عـجــب دارم گـر او حـالـم نـدانـدکه مشک و بـی زری پنهان نماند
یـقـیـنـم کـان صـنـم بـر نـاتـوانـاناگـر رحــمـت نـمـایـد مـی تــوانـد
دلم ندهد که ندهم دل بدستشگـرم او دل دهـد ور جـان سـتـانـد
بـفـرهـاد ار رسـد پـیغـام شـیرینز شـادی جـان شـیرین بـرفشـاند
اگـر دهقـان چـنان سـروی بـیابـدبجای چشمه بر چشمش نشاند
سـرشـکم می دود بـر چـهره زردتـو پـنداری کـه خـونش می دواند
نـمـی بـینم کـسـی جـز دیده تـرکه آبـی بـر لب خـشـکـم چـکـاند
بـجـامی بـاده دستـم گیر ساقیکه یکسـاعت ز خـویشم وا رهاند
صـبـا گـر بـگـذری روزی بـکـویـشبـگو خـواجـو سلامت می رسـاند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.