ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٣: اگر ز پیش برانی مرا که برخواند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
اگـر ز پــیـش بــرانـی مـرا کـه بــرخـوانـدوگر مراد نبـخـشـی که از تـو بـسـتـاند
بـدست تـست دلم حال او تـو می دانیکـه سـوز آتـش پـروانه شـمع می داند
چه اوفتاد که آن سرو سیمتن بـرخاستخـبـر بـرید بـدهقـان کـه سـرو ننشـاند
بـرفـت آنکه بـلای دلسـت و راحـت جـانمـگـر خــدای تــعــالـی بــلـا بــگـردانـد
چــراغ مـجــلـس روحــانـیـون فـرو مـیـردگر او بـجـلوه گری آسـتـین بـر افشـاند
تـحیتـی که فرستـاده شد بـدان حـضرتگـر ابـن مـقـلـه بـبـینـد در آن فـرو مـاند
بـه خـون دیده از آن رو نوشتـه ام روشنکه هر کسش که ببیند چو آب برخواند
دبـیر سـردلـم فـاش کـرد و مـعـذورسـتچـگونه آتـش سوزان بـه نی بـپـوشاند
سرشک دیده خواجو چنین که می بینماگـر بــکـوه رسـد سـنـگ را بــغـلـتـانـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.