ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦٢: ای ساربان به قتل ضعیفان کمر مبند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:51 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای سـاربـان بـه قـتـل ضـعـیفـان کمر مبـندبــر گـیـر بــارم از دل و بــار سـفـر مـبـنـد
در اشـک مـا نـگـه کـن و از ســیـم در گـذربـر روی مـا نظـر فـکـن و نقـش زر مـبـنـد
مـا را چــو در سـلـاسـل زلـفـت مـقـیـدیـمپـای دل شـکـسـتـه بــزنـجـیـر درمـبــنـد
فـرهـاد را مـکـش بــجــدائی و در غــمـشهر دم خروش و غلغله در کوه و در مبـند
ای دل مـگـر بــیـاد نـداری کــه گـفــتــمـتچـنـدین طـمـع بـرآن بـت بـیدادگـر مـبـند
ور آبــروی بــایـدت ای چــشــم درفـشــانبــر یـاد لـعــل او ســر درج گــهـر مـبــنـد
ای بــاغـبــان گـرم نـدهـی ره بــپــای گـلگـلـزار را بــروی مـن خـسـتـه در مـبــنـد
چون سرو اگر چـنانکه سرافرازیت هواستچون نی بقصد بی سر و پایان کمر مبند
چشمم که در هوای رخت بـازگشته استمـرغ دل مـرا مـشـکـن بــال و پـر مـبــنـد
بـی جـرم اگـر چـه از نظـر افـکـنده ئی مرابــگـشـای پـرده از رخ و راه نـظـر مـبــنـد
خواجو چو نیست در شب هجران امید روزبـا تیره شب بـسر بـرو دل در سحر مبند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.