ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦٤: همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:51 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
همرهان رفتـند و ما را در سفر بـگذاشتنداز خـبـر رفـتـیم و مـا را بـیـخـبـر بـگـذاشـتـنـد
بر میان از مو کمر بستند و این شوریده راهمچو موی آشفته بـر کوه و کمر بـگذاشتـند
بـر سـر راه اوفـتـادم تـا ز مـن بـر نـگـذرنـدهمـچـو خـاک ره مـرا بـر رهگـذر بـگـذاشـتـند
شمع را در آتـش و سـوز جـگر بـگداخـتـندطوطی شیرین سخن را بی شکر بگذاشتند
بـلـبـل شـوریده دلـرا از چـمـن کـردنـد دورطوطی شیرین سخن را بی شکر بگذاشتند
پـیشتـر رفتیم و ما را نیشتـر بـر جان زدندوینچـنین بـا ریش و زخـم نیشتـر بـگذاشتـند
بـی غبـاری از چه ما را خاک راه انگاشتندبـی خـطائی از چـه ما را در خطر بـگذاشتـند
کـار خـواجـو زیر و بـالا بـود چـون دور فـلککـار او را بـین که چـون زیر و زبـر بـگذاشـتـند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.