ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٨٩: چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
همچـون کمر خود را بـزر بـر وی تـوان بـستـن ولیچـون زر نـبـینـد در مـیـان آهـنـگ بـیـزاری کـنـد
بـر عاشقان خـسـتـه دل هر شـب شـبـیخـون آوردچون زورمندست و جوان خواهد که عیاری کند
گـو غـمـزه را پــنـدی بــده تــا تــرک غـمـازی کـنـدیـا طـره را بــنـدی بــنـه تــا تــرک طـراری کـنـد
خـواجـو اگـر زلـف کـژش بـینـی کـه بـرخـاک اوفـتـدبـا آن رسـن در چـه مرو کان از سـیه کاری کند
چــون سـایـبــان آفـتــاب از مـشـک تــاتــاری کـنـدروز مـن بــد روز را هـمـچـون شـب تــاری کـنـد
از خـسـتـگـان دل مـی بـرد لـیکـن نمـی دارد نـگـهسـهلسـت دل بـردن ولی بـاید که دلداری کند
زینسان که من دنیا و دین در کار عشقش کرده امیـاری بـود کـو هـر زمـان بـا دیـگـری یـاری کـنـد
تــا کـی خــورم خـون جــگـر در انـتــظـار وعـده اشگر می دهد کـام دلم چـندم جـگر خـواری کـند
گــویــنــد اگــر زاری کـــنــی دیــگــر نــیــازارد تـــراسـلـطـان چـه غـم دارد اگـر بـازاریی زاری کـند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.